استاد ببخشید چرا همسر من با من گفتگو نمیکند واحساس میکنم برخی اوقات لالی انتخابی به خود میگیرد اقای دکتر به قول شما زندگیما دارد سکوت موریانه به خود میگیرد من تفاوت زن ومرد را می دانم ولی خسته شدم باید چکار کنم چگونه میتوان او را تغییر داد ؟
سلام خدمت تمامی دوستان خصوصا سرکار خانم خدیجه –اس
ممنون بابت اعتماد وپرسش سوالتان وعذر خواهی بخاطر این گونه پاسخ دهی زیرا ممکن است با این پاسخ کم ذهنتان اذیتتان کند که سعی کنید به ذهنتان احترام بگذارید ومسیری را که در انتها میگویم را تجربه کنید نه اینکه فقط تصورکنید زیرا تصورکه در ذهن گیر کنید نمیگذارد ان چرا که میگویم تجربه کنید
سوال من : قبل از اینکه سوال شما خانم بزرگوار راجواب دهم سوالی از شما وبقیه دوستان بنظر خودتان وبا توجه سوال تان شما درکدام مناطق چهارگانه ای (ذهن-واقعیت-معنویت –ارزشها )که قبلا در وبلاگ گذاشته بودم زندگی می کنید؟
واما سوال شما از من : برای جواب سوال (مبنی برسکوت همسر )شما را متوجه زندگی در سه منطقه میکنم منطقه ذهن ومنطقه واقعیت ومنطقه ارزشها که باید تجربه کنید ونه فقط تصور که کدام منطقه را انتخاب کنیم!!!!
واما منطقه ذهن تا کی با این مرد میتوان زندگی کرد ؟ ایا من محرم او نیستم چرا بمن نمیگوید ؟ ایا این گونه زندگی کردن باعث مخفی کردن همسرم برخی چیزها را از من نیست ؟چرا من همه چیز را ازمحیط کاریم ویا کارهای خانه با او در میان میگذارم اما ایشان نمیگوید ویا......در این منطقه میخواهم با کلکسیونی از روشهایی که ذهنم میگوید او را تغییر دهم وبا توجه به اینکه من که میخواهم همسرم را تغییر دهم متخصص علوم رفتاری همسرم نیستم وهمچنین مادر ایشان نیستم لذا وقتی در این منطقه هستم احساساتی که جلو چشمم را میگیرد که این احساسات (چرا ایشان این گونه اندویا...) ور این موقع نمیتوانم همسرم را ببینم بلکه احساساتم را می بینم وبرای تغییر شروع به
مقایسه (نگاه به مردهای دیگه بکن – با مردها ویاخانمهای سرکار ویافامیل خوب حرف میزنی ولی بامن ویا...)
معلم بازی. کنایه وطعنه ویا اجبارویا تکرار ویا گروکشی ویا......
واما منطقه واقعیت که همان منطقه ای است که بیشتر تابع قوانین وبرخی کتابها روانشناسی است که معمولا به ما دانش میدهد که ریشه تفاوتها را بیان میکند ودر این منطقه من به دنبال تغییر همسرم با متدهای روانشناسانه هستم که من مراجعینی را که در این منطقه زندگی کرده را دیده ام که بعد از یک مدت کم می اورند ووارد منطقه ذهن میشود ودراتاق مشاوره میگوید تا کی ما باید به ساز این مردها برقصیم چرا انها ما را درک نمیکنند چرا برای مردها کلاس نمی گذارید چرا انها مشا وره نمی ایند ویادر این مورد سکوت میگوید من کتاب خواندم گفته سکوت مردها بخاط اعتراض است اخه من کاری نکرده ام که ایشان اینگونه رفتار میکند. حتی برخی که در این منطقه میخواهند باشند واطلاعات بدست بیاورند پیش همسر در اتاق مشاور از عدم صحبت کردن ایشان گفتگو میکند ویا برنامه صدا وسیما که در این زمینه گذاشته میشود میگوید ببین چی میگویدویا کلاس خانواده مرا امده میگوید ببین اقای فلانی گفته زن لذتش در گوشش است خوب چرا نیاز مرا تامین نمیکنی ویا تواینقدر مثل خانمها قهر میکنی ویا ...
کسانی که معمولا در دومنطقه بالا هستند فیلمها خصوصا فیلمهای هندی ویا...وحتی برخی فیلمهای اموزشی ویاجلسات اموزشی مهارتهای خانواده ممکن است انها را از منطقه بعدی (ارزشها) دور کند.
واما کسانی که در منطقه ارزشها زندگی میکند به دنبال همسر خوب بودن است و سوار برکشتی همسر خوب شده وبندر این کشتی را این میداند که من چه کارهایی بکنم تا در هر لحظه همسر خوب باشم وارزش همسر خوب بودنم را گره (منوط) به کارهای همسر از جمله صحبت وگفتگوی ویاعدم گفتگو ویا....... نمیکنم و وقتی در فرایند مشاوره قرار میگیرد نمیگوید میخواهم او تغییر پیدا کند بلکه میگوید وظیفه من چی است واین وظیفه مشروط به زمان ویا تغییر رفتار ایشان نیست (مثلا نمیگوید من این کار را که شما میگویید انجام دهم خوب میشود؟!! تا کی باید اینگونه که شما می گویید باشم ؟؟!! تا کی محبت کنم ومحبتی نبینم ویا... )
ادمها که در این منطقه زندگی میکنند
بجای انتظار به حقشان در زندگی فکر میکنند حق خود را در ارسال میبیند تا در گیرنده بودن وقتی انتظار باشد ممکن سکوت مرد به سکوت زن منجر شود ولی با دیدن این احساس که در زندگی ما یک دلزدگی اتفاق افتاده وخانم نقش یک ادم منفعل دیده اید میگوید جاره ای ندارم باید تحمل کنم اما کسی که دنبال حق باشد اگر مرد سکوت کرد شاید یکبار با سوالات غیر مستقیم علل سکوت را جویا شود اما علل پرسش خانم بیشتر به خاطر دلگرم کردن واینکه هر لحظه بنا بود همسر خوب باشم است نه بخاطر کنجکاوی زیاد (که در برخی خانمها زیاد است ومنجر به تکرار و...شده است )لذا اگر دید مرد جواب نمیدهد دیگر سوال نمیپرسد زیرا پرسش در این لحظه ممکن است مکانیزم چنگ وگریز ویا اجتناب رافعال کند لذا خانم بندری (تابع منطقه ارزش) سعی در فعال سازی مکانیزم ارامش دارد که یکی از تکنیکهای ان ایجاد صمیمیت با محوریت نوازش کلامی ونوازش غیر کلامی است لذا در صورت پرسش این گونه میپرسد
من احساس میکنم امروز کمی ساکت هستی (لطفا به کلمات دقت کنید –من-احساس-امروز- کمی و..)
ودر صورت مواجه با سکوت همسر با این جمله او را تنها میگذارد ((من در اتاق مجاور هستم درصورتی که تمایل به گفتگو داشته باشید سعی میکنم خوب گوش دهم البته اگر در کنارش نوازش غیر کلامی همچون دستی به سر شانه ویا بوسیدن ویا...باشدبهتر است واین قسمت بستگی به شخصیت مرد نیز دارد )) ودر این زمان خانم سعی میکند به کارهای خود بپردازد بدون اینکه درگیر ذهنش شود(رجوع به استعاره بندروجزیره) که چرا چیزی نمیگوید نکند از من ناراحت است نکندونکندها که احساس کنجکاوی رابیشترو....
امیدوارم پرسش کنند سوال متوجه شده باشند که کدام منطقه اند البته عذر میخواهم این بحث برای روشن شدن نیاز به یک دیالوگ کلاسی ویا کارگروهی همچنین تجربه دارد امیدوارم جسارت تجربه پیدا کنیم .
البته این بحث ادامه دارد خصوصا چگونگی زندگی در منطقه ارزشها
